ناصر الدين شاه قاجار

149

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

خلاصه در كشتى ، محمد على خان ، على رضا خان كشيكچى باشى و . . . بودند . نماز كردم . هندوانه خوردم . رانديم يك ساعت و نيم از شب رفته ، به عمارت ناصريه رسيديم . آب شط گل آلود زيادى شده بود و آبش هم خيلى بود بغداد تاريك بود . رسيديم به عمارت نماز كرديم . حرم بسيار دير آمد . سه ساعت و نيم از شب رفته حرم آمد . شام خورديم ، عمارت بوى گچ و نم مىداد . سردرد مىآورد . شب [ در ] تالار خوابيدم بسيار بسيار اذيت كرد ، بوى عفونت گچ . صبح مثل آدمهاى گيج با سردرد شديد ، از خواب برخاستم . بىاختيار رفتم بيرون . ببرى خان و بچه‌هايش را للهء گربه خوب آورده بود . چيتى بزرگ را سقا ، بسيار دير آورد . صبر را براى آمدن كشتى تاوه بريده بودند . مردم زيادى معطل شدند . يكى دو نفر هم باز به توى شط پرت شده بود [ ند ] اما گفتند آدم تلف نشده بود . الى صبح قال و مقال بود . بار هيچكس نرسيده بود . همه بىشام ، بىرخت‌خواب و . . . بودند . خيلى هم دزدى شده بود . سردارىهاى مفتول دوزى امين خلوت و پسرش را و پسر امين الدوله را با قدرى اسباب نقره آنها را برده بودند . آدم حاجى آقاى فراشخلوت را زخم زده بودند . [ 391 ] اموالش را برده بودند . معركه ، شلوغ بوده است . كاظم خان فراشباشى صاف و پاك ديوانه و مصروع شده است . امروز در صحرا دم كالسكه آمد چيزها گفت ، خنده‌هاى بىمعنى كرد . پناه بر خدا ، خيلى حالتش بد است . گويا هيچ‌چيزى نشود . دم صبر مسيّب بعد از حرم حاجى ميرزا على مقدس با رختدار مىخواستند ، از صبر بگذرند مالى « 1 » تنه زده بود به حاجى ، حاجى افتاده بود زمين . سرش ، رويش ، بينى شكسته بود . رختدار مىگفت خون زيادى آمد از حاجى مقدس . خلاصه اتاق‌هاى قصر ناصرى بوى گچ و رطوبت زيادى مىداد به طورى كه سر را گيج مىكرد ، خيلى بد . با وجود اين شب را [ در ] همان تالار خوابيدم . نصف شب كم مانده بود غش كنم ، از بوى رطوبت . در را بازمىكردند سرد مىشد خلاصه صبح با كمال سردرد و گيجى برخاستم . روز چهارشنبه بيست و هفتم [ شهر رمضان ] امروز رفتم چادر و اسباب‌ها را به آلاچيق و چادر برديم . در وسط باغ ، زده‌اند . ناهار خورده بعد از ناهار قرار رفتن زيارت داده شد . رفتيم ، حاجى جابر خان پسرش ، ميرزا مهدى ، وزيرش در باغ بودند . ديدم . رفتم زيارت ، نماز كردم . زيارت كردم . تلگراف از تهران زده بودند كه بيست ساعت باران و برف

--> ( 1 ) . مال : چهارپا